قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2239
تاريخ الفي ( فارسى )
حال اطلاع يافته لشكرى انبوه به دفع ايشان فرستاد . چون فريقين بههم رسيدند دست به تيغ و نيزه برآورده داد مردى و مردانگى دادند . آخر الأمر ، تركمانان بعد از آنكه بسيارى از ايشان به قتل رسيدند روى به گريز نهادند و عساكر مودود ، مظفّر و منصور با غنايم بسيار به جانب غزنين مراجعت نمودند . و از جمله وقايع اين سال آنكه ابو منصور بن علاء الدّولة بن كاكويه عهد و پيمانى كه با ابو كاليجار داشت ، شكسته ، لشكرى به جانب كرمان فرستاد و سپاه او از ولايت كرمان قصبهء جند را تاخته اموال و مواشى بسيار بردند . و چون ابو كاليجار خبر يافت ، كس پيش ابو منصور فرستاده عتاب و سرزنش نمود و گفت : اگرچه حركت ناپسنديده از تو به ظهور رسيد ، امّا با وجود آن ، مناسب آن است كه مهمّ را به منازعت و مخاصمت نرسانى و آنچه سپاه تو از اموال و مواشى ولايت كرمان گرفتهاند بازگردانيده به آن مردم بسپارى كه ميانهء ما و تو باز همان مودّت و محبّت باقى باشد . و چون ابو منصور به سخن او التفات نكرده هيچچيز از آن رد نساخت ، ابو كاليجار نيز لشكرى آراسته به جانب ابرقوه ، كه از ولايت ابو منصور بود ، فرستاد . چون سپاه ابو كاليجار ابرقوه را به اندك [ 264 ب ] توجّه گرفتند ، ابو منصور از جاى درآمده باز لشكرى بسيار به دفع ايشان و استخلاص ابرقوه نامزد فرمود . ابو كاليجار نيز بر اين حال اطلاع يافته لشكرى عظيم بر سر راه ايشان فرستاد و بعد از تلاقى فريقين ، دست محاربه دراز كرده از جانبين داد مردى و مردانگى دادند . آخر الأمر ، لشكر اسحاق بن منال اسير سپاه ابو كاليجار شد . بنابراين ، ابو منصور آنچه از كرمان گرفته بود بازگردانيده امير اسحاق را خلاص گردانيد . و در اين سال ، خليفه ، القائم بامر اللّه ، اقضى القضاة عراق عرب قاضى ابو الحسين علىّ بن محمّد بن حبيب الماء وردى الشافعى را پيش طغرل بيگ سلجوقى فرستاده از جهت آنكه به فرمودهء خليفه ميانهء طغرل بيگ و ابو كاليجار و جلال الدّوله ، كه در آن وقت در حيات بود ، مبانى محبّت و مودّت را استحكام دادهاند . چون قاضى ابو الحسين متوجّه ولايت خراسان گشت ، طغرل بيگ را در جرجان ملازمت نمود . طغرل بيگ از براى خليفه ، چهار فرسخ استقبال قاضى نموده به اعزاز و اكرام تمام او را ملاقات نموده و احكام خليفه را كمال تعظيم و تكريم بهجا آورده در وقت شنيدن بر پاى ايستاد و يك سال قاضى را نگاهداشته با تحف و هداياى لايقه جهت خليفه ، رخصت مراجعت فرمود « 1 » .
--> ( 1 ) . پيش از اين نيز طغرل با خليفه ارتباط داشت . پس از پيروزى نهايى سلجوقيان بر غزنويان در دندانقان ، طغرل ، فقيهى را بهعنوان منشى و رسول خويش با فتحنامهاى ، كه با كاغذ و دوات بهجا مانده از ديوان رسايل غزنويان در رزمگاه نوشته شده بود ، به رسالت به بغداد فرستاده بود ؛ - بيهقى ، تاريخ بيهقى ، ص 570 و ص 628 ؛ باسورث ، تاريخ غزنويان ، ص 243 ؛ نيشابورى ، سلجوقنامه ، ص 18 ؛ راوندى ، راحة الصّدور ، ص 104 .